18. حالا انگار مثلا

وقتی تو عصبانی می‌شی، من به تو فکر می‌کنم. 

به عصبانیتِت فکر ‌می‌کنم. 

به فشاری که غرق‌ِشی فکر می‌کنم.

[...] وقتی تو از دستم عصبانی می‌شی و سرم داد می‌زنی [و من مُشت می‌خورم و زیرِ چک و لگدهات لِه و لَوَرده می‌شم]، می‌خندم [و با دیدِ تار شده‌اَم صورتِ مثلِ ماهتُ از نظر می‌گذرونم] و بازم نگرانِ حالِ تو می‌شم.

۳ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
Faber Castel
۲۲ آذر ۱۷:۵۹
معلومه حسابی دوستش داری :)

پاسخ :

:)
یک بلاگر
۲۲ آذر ۲۰:۲۱
:)
چیه این
چرا خشونت داره توش

پاسخ :

همینِ. اصلِش به همین خشونتِ. =)
میم _
۲۲ آذر ۲۳:۰۹
به این میگن مازوخیسم،فرزندم!

پاسخ :

کاری ندارم که اسمِش چیِ... ولی کسایی که اینجورینــ زیاد به عنوان توجه نمیکننــ. 
نوشته ام بیشتر الهام گرفته بود. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
هر کوفتے اَم خودمَم... هرچقدر پُر پوچ!
پیوندهای روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان