31. صحنه‌ای که یک‌بار در تاریخ تکرار شد

Scr


+ امضاء. با این غرورم...

نکنید با آینده سازانِ مملکت این کارُ!

۱۳ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

30.

دنیای کوچیکیِ اسمِ استادتُ سَرِ شیرین کاری‌ تو GOOGLE سِرچ کنی بعد بفهمی طرف با هزار دبدبه و کبکبه تو خنداونه‌ دعوت شده، تو دیدی اما نشناختی‌ش. 


۵ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

29. به دور از هرچیز

دیدنِ بعضاً پاره ای از فیلم‌ها و یا شنیدنِ گذری چندی از ترانه‌ها دُرُست به منزله پا گذاشتنِ خودآگاه به روی مین است. برای من دیدنِ دو فیلم "زمانی برای مستی اسب‌ها" و نیز "لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند" چنین حکمی داشت. گاهی دیدنِ برخی فیلم‌های بی زرق و برقِ تحسین شده ارزشِ صدچندان به فیلم‌های پُرزرق و برقِ سینمای هالیوود دارند که تماشا و لمسِشان به عنوان یک انسان خالی از لطف نیست.

A Time For Drunken Horses Turtles Can Fly
۸ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

28. دخترکِ درونِ شیرینم را غم زده کرده‌ای

از دستت ناراحت مانده‌ام. حق هم دارم. و احساسِ این‌که مسخره‌اَش را درآورده ای، حسابی رُسَم را می‌کِشد. به قدری دل‌گرفتگی، دل‌تنگی و دل‌شکستگی‌اَم کِش آمده که نخ نما شده. دوست دارم دمار تک تکِ لعنتی‌شان را درآورم اما تنها کاری که از عهده‌اَم برآمده زیرلب ناسزاگویی‌ها و روضه خوانی‌ها در وصف یک اندوه بزرگِ روا داشته است که به باران‌های سُرسُره‌ای اشک‌های ریخته و نریخته‌ ختم شده. 

به هرحال، از این دراما کویینِ لبخندزنِ OKگو در ظاهر و Fuck Youگو در باطن دلِ خوشی ندارم!

۵ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

27.

گفت: "تا یک جایی دوست داشتنِ... از یک جایی به بعد باید ببینی می‌تونی آدمِ پیش روتُ تحمل کنی یا نه."


۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

26. سایه‌ها هم راضی نیستند!

بچه‌تر که بودم، یک‌بار از "ب" حرف می‌زدم. 
با "آ" بودم اما از "ب" می‌بافتم.
شدتِ دل‌خوشی‌اَم از "ب" صفر بود اما دفاعیات صادر می‌کردم. 
رابطه‌ام که با "آ" یک وَری شد. همه چیزُ به "ب" گفتم. خندید، گفت: خواهرِ من، هرچی شد... پای هرکَس وسطِ رابطه اَت کشیده شد، یکی تو دهنِ خودت بزن و بگو گورِ بابای فلانی. من با "آ"  َم. فلانی کیِ! حتی من.

تلگرام چه کوفتیِ؟ :| 

[دیلیت اکانت AGN]

-_-

۶ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

25. پوچ‌بازی

گاهی‌اوقات وقتی بحث می‌کنید انگار تازه دارید با هم آشنا می‌شید! 

۶ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

24. ماه‌بازی

- هروفت که ماه از آسمون درمی‌آد، این آقا حرف‌های عاشقانه اَش فوران کرده. 

- خوبِ باز هرازچندگاهی تو آسمونِ شما می‌آد وگرنه ماه با آسمونِ ما که قهره...


۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

23. شده یک دقیقه

یکی از آرزوهام این بود سَرَمُ زیر شیرِ آب ببرم و همزمان که بالا می‌آرم و به آینه روبرو نگاه می‌کنم، پَرت شم به ده سال بعد... 

۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

22. نه این‌که فکر کنی شُسته رُفته نشستم اینجا و عادی‌اَم

نه این‌که دلم غش نره واستا... فقط وقتی می‌بینمت می‌خوام بمیرم واست. مُرده شورِ این حجم از دل‌تنگیُ ببرنــ اصلاً!

۴ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
About me
هر کوفتے اَم خودمَم... هرچقدر پُر پوچ!
پیوندهای روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان