28. دخترکِ درونِ شیرینم را غم زده کرده‌ای

از دستت ناراحت مانده‌ام. حق هم دارم. و احساسِ این‌که مسخره‌اَش را درآورده ای، حسابی رُسَم را می‌کِشد. به قدری دل‌گرفتگی، دل‌تنگی و دل‌شکستگی‌اَم کِش آمده که نخ نما شده. دوست دارم دمار تک تکِ لعنتی‌شان را درآورم اما تنها کاری که از عهده‌اَم برآمده زیرلب ناسزاگویی‌ها و روضه خوانی‌ها در وصف یک اندوه بزرگِ روا داشته است که به باران‌های سُرسُره‌ای اشک‌های ریخته و نریخته‌ ختم شده. 

به هرحال، از این دراما کویینِ لبخندزنِ OKگو در ظاهر و Fuck Youگو در باطن دلِ خوشی ندارم!

۵ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

24. ماه‌بازی

- هروفت که ماه از آسمون درمی‌آد، این آقا حرف‌های عاشقانه اَش فوران کرده. 

- خوبِ باز هرازچندگاهی تو آسمونِ شما می‌آد وگرنه ماه با آسمونِ ما که قهره...


۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
About me
هر کوفتے اَم خودمَم... هرچقدر پُر پوچ!
پیوندهای روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان